ضرب‌آهنگ ۷: لودویگ فان بتهوون؛ نابغۀ تکرارنشدنی

موسیقی به عنوان هنری دلنشین و آمیخته با روان، بخشی از زندگی هر فردی را به خود اختصاص می‌دهد. همانطور که هر شخص سعی در تأمین نیاز‌های جسمانی خود با تغذیه صحیح مواد مغذی دارد، جامعه‌ی پر هیاهوی اطرافمان نیازی اجتناب‌ناپذیر برای غنی‌سازی روح و روانمان را ایجاد کرده است. بی‌شک موسیقی با توانایی اثرگذاری بر روان و سایر تشکیلات حیاتی، غذایی دلنشین برای روح انسان خواهد بود.

دکتر مجازی با همت تمامی اعضای خود و با بهره‌گیری از منابع معتبر علمی سعی در ارائه تازه‌های دنیای علم به کاربران فهیم خود داشته است. در این میان با توجه به ارزش هنر در زندگی بشری تیم دکتر مجازی تصمیم به ارائه برنامه‌ریزی شده‌ای از مقالات، تحت عنوان «ضرب‌آهنگ» مرتبط با دنیای موسیقی به کاربران خود می‌باشد. این مجموعه گنجینه‌ای برای بزرگداشت هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی کلاسیک و ارائه برترین آثار آن‌ها خواهد بود. در کنار موارد فوق به تأثیرات عمیق پزشکی و روان‌شناختی موسیقی بر بدن خواهیم پرداخت. امید است شما نیز ما را در این راه زیبا همراهی نمایید.


لودویگ فان بتهوون (Ludwig van Beethoven) (درگذشتهٔ ۲۶ مارس ۱۸۲۷)  یکی از موسیقی‌دانان برجستهٔ آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد. وی یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های موسیقی در دوران کلاسیک و آغاز دورهٔ رمانتیسیسم بود. بتهوون، به‌عنوان موسیقی‌دان تاریخ، همیشه مورد ستایش قرار گرفته و آوازهٔ او موسیقی‌دانان، آهنگ‌سازان، و شنوندگانش را در تمام دوران تحت تأثیر عمیق قرار داده است، در ۳۰ سالگی ۱۶ سونات و ۱۳ واریاسیون نوشته بود ولی به این دو فُرمِ موسیقی، با شهامت بسیار یک فُرم سوم اضافه کرد، با تهور بسیار فُرم اسکرتسو را ابداع و جایگزین منوئهٔ قدیم کرد، آثار بتهوون که در زمانی کوتاه به فاصله نه سال از ۱۸۰۳ تا ۱۸۱۱ بوجود آمده است از لحاظ عظمت و ژرفا فراتر از آثار هر هنرمند دیگری در جهان است که هرگز نتوانسته‌اند در زمانی به این کوتاهی، آثاری به این عظمت بیافرینند، در میان آثار شناخته شدهٔ وی می‌توان از سمفونی سوم، سمفونی پنجم، سمفونی نهم، سونات پیانوی پاتتیک، سونات مهتاب، و سونات پیانوی هامرکلاویِر، اپرای فیدِلیو و میسا سولِمنیس نام برد، بتهوون برای هر سمفونی سالها وقت صرف می‌کرد، سمفونی نهم او به تنهایی تا زمان تکمیل شدن ۱۰ سال وقت گرفت، برای همین است که حدود چهل سمفونی از موتسارت و فقط نه سمفونی از بتهوون مانده.

بخش آغازین قطعۀ Für Elise؛ قطعه در لا مینور و با همراهی آرپژهای می ماژور و لا مینور آغاز می‌شود.

بتهوون در شهر بنِ آلمان متولّد شد. پدرش، یوهان وان بتهوون، اهل هلند (فلاندر آن زمان) بود و مادرش، ماریا ماگدالِنا کِوِریچ فان بتهوون، تبار اسلاو داشت. پدربزرگ پدری‌اش، لودویگ فان بتهوون (۱۷۱۲–۱۷۷۳)، در سال ۱۷۳۳ از هلند به بن نقل مکان کرده بود.

این خانواده صاحب هفت فرزند شد که چهار تن از آنان در کودکی درگذشتند. آنان که باقی ماندند عبارت بودند از سه برادر به نام‌های لودویگ، کاسپار کارل (۱۷۷۴–۱۸۱۵) و نیکولاوس یوهان (۱۷۷۶–۱۸۴۸).

اولین معلّم موسیقی بتهوون پدرش بود. پدرش یکی از موسیقی‌دانان دربار بن بود. او مردی الکلی بود که سعی می‌کرد بتهوون را به‌زورِ کتک، به‌عنوان کودکی اعجوبه همانند موتسارت به نمایش بگذارد. هرچند استعداد بتهوون به‌زودی بر همگان آشکار شد. بعد از آن، بتهوون تحت آموزش کریستیان گوتلوب نیفه قرار گرفت. همچنین بتهوون تحت حمایت مالیِ شاهزاده اِلِکتور (همان درباری که پدرش در آن کار می‌کرد) قرار گرفت. بتهوون در ۱۷سالگی مادر خود را از دست داد و با درآمد اندکی که از دربار می‌گرفت، مسئولیّت دو برادر کوچک‌ترش را بر عهده داشت.

بتهوون در سال ۱۷۹۲ به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش یوزف هایدن قرار گرفت؛ ولی هایدنِ پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرفتار، که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرف بتهوون بکند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشتس‌برگر معرّفی کرد. از سال ۱۷۹۴ بتهوون به‌صورت جدّی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کرد و به سرعت به عنوان نوازنده چیره‌دست پیانو و نیز کم‌کم به‌عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد.

بتهوون بالاخره شیوهٔ زندگی خود را انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه داد: به‌جای کار برای کلیسا یا دربار (کاری که اکثر موسیقیدانان پیش از او می‌کردند) به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از برگزاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عدّه‌ای از اشراف که به توانایی او پی برده بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد.

در ادامه شما به شنیدن تعدادی از مشهورترین آثار بتهوون دعوت می‌کنیم.