خواندن ذهن

چگونه ذهن دیگران را بخوانیم؟

مغز در خواندن ذهن دیگران کمکی نمی‌کند، این دل و روح انسان است که به کار می‌آید!

برای آ‌ن‌که بتوان دیگران را به خوبی درک کرد و فهمید، لازم است ابتدا از کنش‌ها و واکنش‌های احساسی و هم‌چنین عملکرد ذهنی خود آگاه باشید. به کمک ادراک حسی، شما آ‌‌ن‌چه در ورای کلمات دیگران می‌گذرد را خواهید فهمید.

ادراک شناختی

در اغلب مواقع ما از ادراک شناختی خود استفاده می‌کنیم. شما با تفسیر و هلاجی آن‌چه می‌بینید و می‌شنوید، سعی در درک شرایط و افراد دارید. حتی در صورت یادگیری نیز تفسیر دقیق چهره‌ی افراد سخت است. چیزی بیش از آن‌چه گفته می‌شود و یا به طور واضح بیان می‌شود، در پشت روابط بین افراد نهفته است.

ادراک حسی

ادراک حسی نیاز به آگاهی درونی از رفتار و گفتار آدمی دارد. رفتار شما ممکن است در پاسخ به آن‌چه دیگران بیان می‌کنند باشد. گاهی نیز در واکنش به انرژی که از افراد و محیط پیرامون خود دریافت می‌کنید، رفتار خواهید کرد. می‌توانید امیال، یاس، نیاز، ناامیدی، امیدها و تردید دیگران را زمانی که قادر به بیان آن‌ها نیستند، احساس کنید. لازمه‌ی این توانایی دسترسی به 3 مرکز پردازش سیستم عصبی یعنی؛ مغز، قلب و نیروی درونی است.

داشتن شجاعت در احساسی بودن

حساس بودن به معنای ناتوانی نیست. بلکه به معنای آن است که از آن‌چه در اطرافتان می‌گذرد، از نظر احساسی آگاهی داشته باشید و بتوانید زمانی که دیگران درگیر، پریشان یا خشمگین هستند را حس کنید. اکثر افراد این توانایی را در حیوانات خانگی خود مشاهده کرده‌اند، آن‌ها می‌توانند نیازهای حسی را از اتاق دیگر تشخیص دهند! این توانایی در نتیجه‌ی دریافت امواج منتشر شده در نتیجه‌ی هیجانات حاصل می‌شود.

اغلب به این دلیل که بچه‌گانه به نظر می‌رسد، احساسات خود را سرکوب می‌کنید. تا به حال با این جملات مواجه شده‌اید؛ “نباید اتفاقات رو انقدر شخصی‌اش بکنی” یا “زیادی آروم هستی، باید یکم سخت‌گیرتر باشی”.
اگر به خود اجازه ندهید که دیگران به گوشت و خون شما نفوذ کنند، نمی‌توانید خود و آن‌ها را به خوبی درک کنید. هم درونی و هم بیرونی ارتباط‌تان قطع می‌شود و در واقع، دیواری میان خود و دیگران خواهید کشید.

اغلب پرسیده می‌شود که آیا دخالت احساسات در محیط کاری خطرناک نیست؟

نمی‌توانیم نارضایتی خود را از وضعیت کنونی ابراز کنیم و هم‌چنین نمی‌توان اجازه داد تا احساسات دیگران ما را تحریک کند. دنیای تجارت مملو از پندهایی است که می‌گویند تنها سرسخت‌ها دوام خواهند آورد.

زمانی که به خود اجازه می‌دهید تا حساس‌تر باشید و دیگران را عمیق‌تر درک کرده و با آن‌ها یکدلی کنید، شانس بیش‌تری برای ایجاد تغییر خواهید داشت.

یکدلی به معنای درگیری با احساسات و اتفاقات تلخ زندگی دیگران نیست. یکدلی با هم‌دردی متفاوت است. یکدلی به معنای فهمیدن است و هم‌دردی به معنای دریافت احساسات دیگران به صورت شخصی و تلاش برای کاستن، تا در نهایت هیچ یک از طرفین آن را حس نکنند. یکدلی نشان می‌دهد شما آن‌چه دیگران در حال تجربه‌اش هستند را درک می‌کنید و بدون هیچ قضاوتی آن را می‌پذیرید. زمانی که افراد راحت‌تر بتوانند احساسات خود را بیان کنند، یافتن راه حل و عمل سریع‌تر خواهد بود. با بهبود ادراک احساسی خود، شما به دیگران کمک می‌کنید تا احساس کنند دیده می‌شوند، تایید می‌شوند و ارزش داده می‌شوند. یکدلی شما امید را به آن‌ها می‌بخشد. حساس بودن قدرت است و لازمه‌ی آن تغییر در شیوه‌ی نگرش است نه شخصیت خود.

6 قدم برای داشتن ادراک حسی در مکالمات

  1. هم از درون و هم از بیرون ساکت باشید. زمانی که مغز متفکر خود را ساکت می‌کنید، اجازه می‌دهید تا کانال‌های حسی‌تان فعال شوند.
  2. قلب و احساسات درونی خود را همانند مغز همراه کنید.
  3. مراقب احساسات خود باشید. احساسات شما قسمتی از واکنش در مقابل احساسات دیگران است. باید بتوانید میان احساسات خود و آن‌چه از دیگران دریافت می‌کنید تمییز دهید. قضاوت خود را با فعال کردن کنجکاوی خود ابراز کنید. در آن لحظه، بیش‌تر به آن‌ها اهمیت بدهید تا به خود.
  4. احساسات غریزی خود را بسنجید. احساسات درونی خود را ابراز کنید و پاسخ طرف مقابل را محترم بشمارید. اگر در اشتباه هستید، حدسیات شما ممکن است به شناخت احساساتشان یا تمایل به عمل را در آن‌ها تقویت کند. در مقابل پاسخ ‌آن‌ها ساکت و صبور باشید، برای درک وضعیت نیاز به زمان و مکان بیش‌تری دارند. کلام و ریسمان فکری آن‌ها را قطع نکنید و تلاشی برای بهبودی آن انجام ندهید. شنوا باشید و در صورتی که تمایلی به صحبت کردن نداشته باشند، به آن احترام بگذارید.
  5. خود را سرزنش نکنید. در این صورت ارتباط شما با طرف مقابل قطع خواهد شد.
  6. پایان خوش. در آخر بپرسید در مورد آن‌چه که از عهده‌ی شما ساخته است از آن‌ها سوال کنید، اگر تمایلی نداشتند مکالمه را پایان دهید.

صحبت کردن از عمل آسان‌تر است. آگاه بودن از نظر احساسی دردناک، ترسناک و گاهی ناراحت‌کننده است. بیش‌تر افراد به خصوص به هنگام سختی، نیاز دارند تا دیده شوند، شنیده شوند و ارزش داده شوند. زمانی که شما آن‌چه احساس می‌کنید را با آن‌ها در میان می‌گذارید، آن‌ها از این‌که می‌شنوید و درکشان می‌کنید، بسیار سپاس‌گزار خواهند بود. همه‌ی ما توانایی خواندن ذهن دیگران را داریم؛ تنها لازم است صبور باشیم و به آن‌چه احساس می‌کنیم باور داشته باشیم.