مینای زرین فام: کیمیاگری به سبک نانوتکنولوژی

هنر مینای زرین فام که حکیم فردوسی نیز از آن به نام «دو آتشه» یاد کرده است، تکنیکی برای تزئین کاشی و سفال است که در قرن نهم میلادی توسط سفال‌گران خلافت عباسی از تمدن اسلامی که امروزه به نام عراق شناخته می‌شود ابداع شد. سفال‌گران باور داشتند که مینای زرین فام، نمود حقیقی «کیمیاگری» است؛ چراکه طی روند تولید آن ، از رنگ حاصل از ترکیب سرب، مس و نقره برای ایجاد جلای طلایی برروی سفال‌های فاقد طلا استفاده می‌شد.

تاریخچه‌ی مینای زرین فام

  • قرن هشتم تا دهم. بصره، عراق- عباسیان
  • سال ۱۰۰۰ تا ۱۱۷۰. فوستات، مصر- فاطمیون
  • سال ۱۱۷۰ تا ۱۲۵۸. رقه، سوریه- تل مینیس
  • سال ۱۱۷۰ تا کنون. کاشان، ایران
  • سال ۱۱۷۰ تا کنون. مالاگا، اسپانیا
  • سال ۱۲۵۸ تا ۱۴۰۱. دمشق، سوریه

مینای زرین فام و دودمان تانگ

آغاز تکنولوژی مینای زرین فام به کشور عراق کنونی منسوب است اما مشخصاً شکل اولیه‌ی آن تحت تاثیر سفال‌گران دودمان تانگ در چین بوده است. مسلمانان هنر سفال‌گران چینی را طی بازرگانی و دیپلماسی با چینیان در جاده‌ی ابریشم مشاهده کرده بودند. در جریان مبارزات و جنگ‌های به وقوع پیوسته برای تصاحب قدرت در جاده‌ی ابریشم که راه ارتباطی چین و غرب بود، گروهی از سفال‌‌گران و سایر صنعت‌گران این خاندان به اسیری گرفته شده و از سال ۷۵۱ تا ۷۶۲ قمری در بغداد به کار گرفته شدند.


مقاله مرتبط: شیشه رنگی: نانوتکنولوژی در قرون وسطا


یکی از این اسیران، صنعت‌گر چینی خاندان تانگ به نام توو هوان بود. توو از جمله هنرمندان به اسیری گرفته شده از کارگاه‌های نزدیک به سمرقند توسط افراد خاندان عباسی پس از جنگ تالاس در سال ۷۵۱ میلادی بود. این افراد سپس به بغداد منتقل‌شده و چندین سال برای عباسیان کار کردند.

توو پس از بازکشت به چین، طی نامه‌ای به امپراطور گزارش داده بود که او و همکارانش تکنیک‌های مهم کاغذسازی، نساجی، و کار با طلا را به صنعت‌گران عباسی آموخته اند. او در این نامه حرفی از سفال‌سازی به میان نبرده بود اما دانشمندان باور دارند که چینی‌ها نحوه‌ی ساخت لعاب سفید و نیز سفالگری به سبک سامرا را نیز در این میان به مسلمامان آموخته اند.

آنچه درباره‌ی مینای زرین فام می‌دانیم

ترفند سفال‌سازی زرین فام، طی قرن‌ها توسط گروهی کوچک از کوزه‌گران که درون قلمرو اسلامی تا قرن ۱۲ میلادی سفر کرده و به صورت سه گروه کوچک، صنعت کوزه‌گری خود را بنا کرده بودند، آغاز شد. یکی از این افراد، ابوالقاسم عبدالله کاشانی از نوادگان محمد بن ابی طاهر کاشانی با پیشینه‌ی سفالگری بود. ابوالقاسم از کاتبان دربار ایلخانی در قرن ۱۴ بوده و رساله‌های زیادی را در باب موضوعات مختلف نوشته بود. شناخته‌شده‌ترین اثر او، کتاب «عرایس الجواهر و نفایس الاطائب» است که در بخش‌های پایانی آن به طور کامل به معرفی صنعت کاشی‌گری و اسرار و رموز مینای زرین فام پرداخته است.

زرین فام
نمونه‌ای از کاشی زرین فام

ابوالقاسم کاشانی در این کتاب به معرفی ابزار مورد نیاز، ۱۲ ماده‌ی مهم معدنی در صنعت سفال و شیشه، چگونگی ترکیب آن‌ها جهت ساخت بدنه‌ی سرامیکی و لعاب، و پخت کوره اشاره داشته و نیز به فرمول مینای زرین‌فام که آن را «لیقه‌ی دو آتشه» نامیده، پرداخته است. او همچنین ذکر کرده که فرآیند موفقیت‌آمیز ساخت مینای زرین فام شامل نقاشی با مس و نقره برروی ظروف لعابی و سپس آتش‌دیدن مجدد آن‌ها برای حصول جلای طلایی است.

کیمیاگری به سبک مینای زرین فام و پشتوانه‌ی علمی آن

پس از بررسی‌های علمی فراوان، مشخص شده است که درخشش طلایی تنها درصورت وجود لایه‌های لعابی با چگالی بالای نانوذرات به قطر هزاران نانومتر ممکن است؛ تا با فزایش و بهبود قدرت انعکاس، رنگ نور بازتابی را از آبی به سبز- زرد تغییر دهد.

این تغییر رنگ‌ها تنها درصورت وجود حجم بالایی از سرب امکان پذیر است که مقدار آن از دوره‌ی عباسیان (قرن ۹ و ۱۰) تا دوره‌ی فاطمیون (قرن ۱۱ و۱۲) در آثار کار سفال‌گران به طور عمدی افزایش یافته است. افزودن سرب، از خاصیت انتشار مس و نقره در لعاب‌ها کاهیده و به توسعه‌ی لایه‌ی زرین فام نازک‌تر با مقدار بالاتری از نانوذرات کمک می‌کند. با وجود اینکه سفال‌گران مسلمان از علم نانوتکنولوژی اطلاعی نداشتند، اما با اعمال تغییرات در دستور کار و مراحل ایجاد بهترین انعکاس ممکن، علم کیمیاگری باستان خود را به روز کرده و کنترل زیادی بر روند تولید داشته اند.

منابع

Caroscio M. 2010. Archaeological Data and Written Sources: Lustreware Production in Renaissance Italy, a Case Study.

-Gutierrez PC, et al. 2010. Color and Golden Shine of Silver Islamic Luster.

-Molera J, et al. 2012. Key Parameters in the Production of Medieval Luster colors and shines