انتشار این مقاله


معجزه‌ی روان پزشکی؛ لیتیم کربنات

روایتی تاریخی از اختصاصی‌ترین و موثرترین داروی روان پزشکی.

دو هزار سال پیش، پزشکان رومی بیماران عصبی و کسانی را که مشکلات خلقی داشتند را به منظور درمان بیماری‌های روان شناختی، برای استحمام به چشمه‌های خاص در غرب و جنوب اروپا می‌فرستادند. اکنون می‌دانیم که این چشمه‌های مخصوص حمام حاوی بیشترین غلظت طبیعی نمک‌های لیتیوم در مقایسه با هر نقطه از اروپا است. بدون اطلاع از این موضوع، رومی‌ها به ارزش درمانی لیتیوم در درمان افسردگی مانیک هزاران سال پیش از کشف مجدد آن توسط جان کاد (John Cade) در سال ۱۹۴۸، پی برده بودند.

امروزه لیتیم کربنات اختصاصی‌ترین و مؤثرترین دارو در حوزه‌ی روان پزشکی است. لیتیم به عنوان پنی سیلین سلامت روان، گلد استاندارد در معالجه بیماران دو قطبی‌ و از سوی سازمان بهداشت جهانی یک داروی اساسی تلقی می‌شود.

اما موارد مصرف لیتیم فراتر از کاربرد بالینی آن در اختلال دو قطبی است. کشف این دارو موج جدیدی را در حوزه روان پزشکی ایجاد کرده است: استفاده از داروهای روان گردان برای درمان اختلالات روحی. مدت کوتاهی پس از تحقیقات اصلی کاد در اواخر دهه ۱۹۴۰، با تولید داروهای مهم دیگر مانند کلروپرومازین و ایمی پرامین که به ترتیب برای درمان اسکیزوفرنی و افسردگی استفاده می‌شوند، یک انقلاب بیولوژیکی در روان پزشکی پدید آمد.

اگرچه در سال ۱۹۴۸ لیتیم به عنوان یک داروی روان پزشکی مؤثر شناخته شد اما، اخذ تاییدیه دارو از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا برای درمان افسردگی مانیک، ۲۲ سال به طول انجامید. دلیل این بود: شرکت‌های دارویی آمریکایی با این کار مخالف بودند. لیتیم به عنوان یک نمک طبیعی (که در جدول تناوبی عناصر جایگاه خاص خود را دارد)، هرگز نمی‌تواند ثبت اختراع شود. در واقع هرگز برای شرکت‌های دارویی پول ساز نخواهد بود. هنوز هم امروز، برخی این استدلال را دارند (با دلیل خوب) كه لیتیوم در ایالات متحده به نفع سایر تثبیت كننده‌های خلقی جدیدتر و سودآورتر و نورولپتیک کمتر تجویز می‌شود. مطمئناً میزان مصرف لیتیوم در آمریکا بسیار پایین تر از سایر نقاط جهان است.

پس از کشف دارو در استرالیا، لیتیم توسط روان پزشک جوان رونالد فیو(Ronald Fieve)، که در تأسیس اولین کلینیک لیتیوم در ایالات متحده در دانشگاه کلمبیا نقش داشت، معرفی شد. فیو در ادامه به روان پزشکی مشهور جهان، محقق اختلال دوقطبی و مدافع لیتیوم درمانی تبدیل شد. وی که اغلب در برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی ظاهر می‌شد تا از اثربخشی لیتیم سخم بگوید، تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۸ یکی از طرفداران برجسته این دارو در آمریکا باقی ماند.

شاید جالب‌ترین یافته در مورد لیتیم از تحقیقات اپیدمیولوژیک حاصل شود. در دهه ۱۹۷۰، شهر ال پازو در تگزاس، بیشترین غلظت نمک لیتیوم را در آبرسانی شهری هر شهر ایالات متحده داشت. بستری بیمارستانی موارد روان پزشکی یک هفتم این آمار در دالاس بود که کمترین میزان لیتیوم را در آب شهری خود داشت. همچنین میزان خودکشی، جرایم خشونت آمیز و سوءمصرف مواد مخدر در ال پاسو نسبت به سایر شهر‌های تگزاس به مراتب کمتر بود. یافته‌هایی از این دست باعث شده است که برخی روان پزشکان بهداشت عمومی پیشنهاد کنند که لیتیوم را نیز مشابه فلوراید به در کل سطح جامعه به آب آشامیدنی اضافه کنند، اگرچه این پیشنهاد هرگز به تصویب نرسید.

سودمندی لیتیوم در روان پزشکی فراتر از گزارشات اثبات شده در مورد درمان اختلال دو قطبی است. تحقیقات نشان می‌دهند که لیتیوم در درمان برای تک قطبی عود کننده نیز کاربرد دارد. همچنین در درمان پیشگیری کننده از روان پریشی مانیک دو قطبی موثر است. در حالی که بسیاری از روان پزشکان جوان از عوارض جانبی احتمالی مصرف طولانی مدت لیتیوم خبر می‌دهند اما، معتقدم که این نقد ممکن است بیش از حد اغراق شده و نتیجه سال‌ها بازاریابی شرکت‌های دارویی ضد لیتیوم باشد. لیتیوم با دوز پایین می‌تواند سال‌ها بی خطر، قابل تحمل و موثر باشد.

لیتیم علاوه بر این که داروی طبیعی است از مزایای دیگری نیز برخوردار است؛ واقعیتی که برای بسیاری از بیماران جذاب است. در حالی که داروهای تثبیت کننده خلق و خو به ایجاد تداخل با خلاقیت بیمار مشهور هستند، فیو در دهه ۱۹۷۰ نشان داد که لیتیم در واقع باعث افزایش خلاقیت در بیمار دو قطبی می‌شود. در حقیقت، بسیاری از تحقیقات فیو سعی در شاخ و برگ دادن به جنبه‌های مفید شیدایی و هیپومانیا هم برای بیمار و هم برای جامعه داشته است. وی اظهار داشت كه بسیاری از روسای جمهور آمریكا، رهبران كسب و كار و مشاغل وال استریت به نوعی بیماری دو قطبی دارند.

این که لیتیم دقیقاً چگونه و چرا کاربرد دارد هنوز نامعلوم است. یکی از فرضیه‌های اولیه کاد در مورد شیدایی ناشی از کمبود لیتیم در بدن نادرست از آب درآمد. با این وجود دلایل قاطعی وجود دارد که نشان می‌دهد لیتیم همانند سدیم و پتاسیم، یک عنصر اساسی برای زندگی انسان است. شواهد زیادی وجود دارد که حاکی از اثرات محافظت کنندگی عصبی لیتیم است و در حال حاضر برای درمان اختلالات عصبی نورودژنراتیواز جمله بیماری آلزایمر، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (بیماری Lou Gehrig) و اخیراً بیماری پارکینسون مورد بررسی قرار می‌گیرد.

یک چیز مسلم است: با وجود کاهش محبوبیت، لیتیوم کربنات یکی از مؤثرترین داروهای مورد استفاده در روان پزشکی است. دلایلی مبنی بر این وجود دارد که لیتیم جان بسیاری از افراد را از خودکشی نجات داده است. این ماده مخدر از اهمیت فوق العاده‌ای در تاریخ پزشکی و روان پزشکی برخوردار است و باید همچنان از استفاده و اثربخشی آن به عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای طب مدرن تجلیل شود.

دو هزار سال پیش، پزشکان رومی بیماران عصبی و کسانی را که مشکلات خلقی داشتند را به منظور درمان بیماری‌های روان شناختی، برای استحمام به چشمه‌های خاص در غرب و جنوب اروپا می‌فرستادند. اکنون می‌دانیم که این چشمه‌های مخصوص حمام حاوی بیشترین غلظت طبیعی نمک‌های لیتیوم در مقایسه با هر نقطه از اروپا است. بدون اطلاع از این موضوع، رومی‌ها به ارزش درمانی لیتیوم در درمان افسردگی مانیک هزاران سال پیش از کشف مجدد آن توسط جان کادJohn Cade) ) در سال ۱۹۴۸، پی برده بودند.

امروزه لیتیوم کربنات اختصاصی‌ترین و مؤثرترین دارو در حوزه‌ی روان پزشکی است. لیتیوم به عنوان پنی سیلین سلامت روان، گلد استاندارد در معالجه بیماران دو قطبی‌ و از سوی سازمان بهداشت جهانی یک داروی اساسی تلقی می‌شود.

اما موارد مصرف لیتیم فراتر از کاربرد بالینی آن در اختلال دو قطبی است. کشف این دارو موج جدیدی را در حوزه روان پزشکی ایجاد کرده است: استفاده از داروهای روان گردان برای درمان اختلالات روحی. مدت کوتاهی پس از تحقیقات اصلی کید Cade)) در اواخر دهه ۱۹۴۰، با تولید داروهای مهم دیگر مانند کلروپرومازین و ایمی پرامین که به ترتیب برای درمان اسکیزوفرنی و افسردگی استفاده می‌شوند، یک انقلاب بیولوژیکی در روان پزشکی پدید آمد.

اگرچه در سال ۱۹۴۸ لیتیوم به عنوان یک داروی روان پزشکی مؤثر شناخته شد اما، اخذ تاییدیه دارو از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا برای درمان افسردگی مانیک، ۲۲ سال به طول انجامید. دلیل این بود: شرکت‌های دارویی آمریکایی با این کار مخالف بودند. لیتیوم به عنوان یک نمک طبیعی (که در جدول تناوبی عناصر جایگاه خاص خود را دارد)، هرگز نمی‌تواند ثبت اختراع شود. در واقع هرگز برای شرکت‌های دارویی پول ساز نخواهد بود. هنوز هم امروز، برخی این استدلال را دارند (با دلیل خوب) كه لیتیوم در ایالات متحده به نفع سایر تثبیت كننده‌های خلقی جدیدتر و سودآورتر و نورولپتیک کمتر تجویز می‌شود. مطمئناً میزان مصرف لیتیوم در آمریکا بسیار پایین تر از سایر نقاط جهان است.

پس از کشف دارو در استرالیا، لیتیم توسط روان پزشک جوان رونالد فیو(Ronald Fieve) ، که در تأسیس اولین کلینیک لیتیوم در ایالات متحده در دانشگاه کلمبیا نقش داشت، معرفی شد. فیو در ادامه به روان پزشکی مشهور جهان، محقق اختلال دوقطبی و مدافع لیتیوم درمانی تبدیل شد. وی که اغلب در برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی ظاهر می‌شد تا از اثربخشی لیتیم سخم بگوید، تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۸ یکی از طرفداران برجسته این دارو در آمریکا باقی ماند.

شاید جالب‌ترین یافته در مورد لیتیم از تحقیقات اپیدمیولوژیک حاصل شود. در دهه ۱۹۷۰، شهر ال پازو در تگزاس، بیشترین غلظت نمک لیتیوم را در آبرسانی شهری هر شهر ایالات متحده داشت. بستری بیمارستانی موارد روان پزشکی یک هفتم این آمار در دالاس بود که کمترین میزان لیتیوم را در آب شهری خود داشت. همچنین میزان خودکشی، جرایم خشونت آمیز و سوءمصرف مواد مخدر در ال پاسو نسبت به سایر شهر‌های تگزاس به مراتب کمتر بود. یافته‌هایی از این دست باعث شده است که برخی روان پزشکان بهداشت عمومی پیشنهاد کنند که لیتیوم را نیز مشابه فلوراید به در کل سطح جامعه به آب آشامیدنی اضافه کنند، اگرچه این پیشنهاد هرگز به تصویب نرسید.

سودمندی لیتیوم در روان پزشکی فراتر از گزارشات اثبات شده در مورد درمان اختلال دو قطبی است. تحقیقات نشان می‌دهند که لیتیوم در درمان برای تک قطبی عود کننده نیز کاربرد دارد. همچنین در درمان پیشگیری کننده از روان پریشی مانیک دو قطبی موثر است. در حالی که بسیاری از روان پزشکان جوان از عوارض جانبی احتمالی مصرف طولانی مدت لیتیوم خبر می‌دهند اما، معتقدم که این نقد ممکن است بیش از حد اغراق شده و نتیجه سال‌ها بازاریابی شرکت‌های دارویی ضد لیتیوم باشد. لیتیوم با دوز پایین می‌تواند سال‌ها بی خطر، قابل تحمل و موثر باشد.

لیتیم علاوه بر این که داروی طبیعی است از مزایای دیگری نیز برخوردار است، واقعیتی که برای بسیاری از بیماران جذاب است. در حالی که داروهای تثبیت کننده خلق و خوی به ایجاد تداخل با خلاقیت بیمار مشهور هستند، فیو در دهه ۱۹۷۰ نشان داد که لیتیم در واقع باعث افزایش خلاقیت در بیمار دو قطبی می‌شود. در حقیقت، بسیاری از تحقیقات فیو سعی در شاخ و برگ دادن به جنبه‌های مفید شیدایی و هیپومانیا هم برای بیمار و هم برای جامعه داشته است. وی اظهار داشت كه بسیاری از روسای جمهور آمریكا، رهبران كسب و كار و مشاغل وال استریت به نوعی بیماری دو قطبی دارند.

این که لیتیوم دقیقاً چگونه و چرا کاربرد دارد هموز نامعلوم است. یکی از فرضیه‌های اولیه کید در مورد شیدایی ناشی از کمبود لیتیوم در بدن نادرست از آب درآمد. با این وجود دلایل قاطعی وجود دارد که نشان می‌دهد لیتیم همانند سدیم و پتاسیم، یک عنصر اساسی برای زندگی انسان است. شواهد زیادی وجود دارد که حاکی از اثرات محافظت کنندگی عصبی لیتیوم است و در حال حاضر برای درمان اختلالات عصبی نورودژنراتیواز جمله بیماری آلزایمر، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (بیماری Lou Gehrig) و اخیراً بیماری پارکینسون مورد بررسی قرار می‌گیرد.

یک چیز مسلم است: با وجود کاهش محبوبیت، لیتیوم کربنات یکی از مؤثرترین داروهای مورد استفاده در روان پزشکی است. دلایلی مبنی بر این وجود دارد که لیتیم جان بسیاری از افراد را از خودکشی نجات داده است. این ماده مخدر از اهمیت فوق العاده‌ای در تاریخ پزشکی و روان پزشکی برخوردار است و باید همچنان از استفاده و اثربخشی آن به عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای طب مدرن تجلیل شود.

فریما فرهنگی


نمایش دیدگاه ها (0)
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *