انتشار این مقاله


دو نوع شخصیت که هوش بالاتری دارند

اشتیاق برای کسب تجارب جدید و داشتن شخصیت برون‌گرا، با هوش بالا در ارتباط هستند.

اشتیاق برای کسب تجارب جدید و داشتن شخصیت برون‌گرا، با هوش بالا در ارتباط است.

کسانی که تمایل بیش‌تری برای کسب تجارب جدید دارند، تخیل فعال قوی‌تر و توانایی درک زیبایی بهتری داشته  و هم‌چنین کنجکاوتر هستند. کسانی که شخصیت برون‌گرایی دارند، اطلاعات عمومی را بهتر از بر می‌کنند و از حافظه‌ی کوتاه مدت قوی‌تری برخوردار هستند.

این نتایج از مطالعه بر روی ۳۸۱ فرد ۱۹ الی ۸۹ ساله به دست آمده است. آن‌ها بر اساس عملکرد شناختی‌شان به ۲ گروه تقسیم شدند. نوع هوشی که در این مطالعه سنجیده شد “Crystalised” نام دارد. طی این ارزیابی توانایی آن‌ها در به کارگیری اطلاعات آموخته شده، اطلاعات عمومی و واژگان آنان مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج نشان داد که برخی از میان‌سالان بالای ۶۰ سال، عملکردی به خوبی جوانان داشتند. لازم به تأکید نیست که این افراد، صاحب IQ بالاتری بودند. دیگر بررسی‌ها نیز نشان می‌دهند که کسانی که از هوش برتری برخوردارند، تمایل بیش‌تری به استقلال و گوشه‌گیری نشان می‌دهند.

محقق ارشد این بررسی در آخر بیان می‌کند:

نتایج مشخص می‌کند که ارتباط میان شخصیت و هوش در قیاس با کسانی که در دوران سال‌خوردگی توانمند‌ی‌های معمول شناختی را دریافت می‌کنند با کسانی که به طور کلی هوش شناختی بالاتری دارند، متفاوت است.


بیشتر بخوانید:


 تحقیقات ثابت کرده‌اند کسانی که بیش‌تر احساس سرخوردگی می‌کنند بیش‌تر عصبانی شده و این افراد iq کم‌تری دارند. اما کسانی که راحت‌تر با محیط سازگار می‌شوند، باهوش‌تر هستند؛ زیرا ادراک احساسات و مدیریت آن از جمله فاکتورهای هوش احساسی محسوب می‌شوند.

عصبی بودن نیز با میزان هوش مرتبط است. با وجود این‌که برخی معتقدند میزان عصبی بودن و استرس فرد، تنها در نتیجه آزمون هوش او تأثیر می‌گذارد و نشان‌گر هوش واقعی او نیست، تحقیقات ثابت کرده‌اند با گذر عمر و عصبی‌تر شدن سطح هوش فرد کاهش می‌یابد.

به طور کلی گستره‌ی شخصیتی افراد باهوش وسیع‌تر از دیگران است؛ آن‌ها در هر تیپ شخصیتی می‌توانند شدیدترین نوع را دارا باشند در حالی که دیگران ویژگی‌های متعادلی دارند.

صبا حقی


نمایش دیدگاه ها (27)
    1. سلام؛ وقتتون به خیر
      من همچین مفهومی رو از متن برداشت نکردم؛ مگر این‌که سازگاری با محیط رو شما با گوشه‌گیر بودن اشتباه بگیرید. این دو مورد دو چیز متفاوت هستن هر دو نوع شخصیت برون‌گرا و درون‌گرا از نظر سازگاری با محیط تفاوتی ندارن و می‌تونن راحت یا سخت با این موضوع کنار بیان. برای آشنایی بیش‌تر با شخصیت درون‌گرا پیشنهاد می‌کنم مقاله‌ی زیر رو مطالعه بفرمایین:
      https://virtualdr.ir/2017/03/03/nine-signs-you-are-really-an-introvert/

  1. سلام ببخشید من هم ادم برونگرایی هستم , و اجتماعی و هم بسیار استرسی خودم رو هم از نظر هوشی خوبو باهوش میدونم یعنی اینطوری کم هوش میشم چون تحت تاثیر محیط استرس بسیار بالایی دارم. چرا راه نجات از استرس رو ننوشتین؟ وقتی هم تو محیط و با ادم ها هستم سطح استرس هم پایین میاد ولی در تنهایی سطح اش بالا میره

      1. مواردی که باعث استرست میشه رو بنویس و سعی کن به جنبه های نامعقول غیر واقعی در هر جوری ینی هم منفی و هم مثبت فکر کنی این باعث میشه خودت اون موارد رو رد کنی که هم باعث شادابی و خندیدن و هم کم شدن استرست میشع

  2. میزان هوش انسانها هیچ ارتباطی با نحوه رفتار و شخصیتشان ندارد. اتفاقاْ همه در اطراف هم دیده ایم که افراد فوق العاده باهوش از اعتمادبنفس پایین تری برخوردار هستند. مانند آنچه از قدیم می گفتند درخت هر چه پربارتر‌، افتاده تر. و همچنین افراد باهوش چون بیشتر می فهمند بیشتر از مسایل اطرافشان ناراحت و عصبانی می شوند. و بارها دیده اید که افراد به اصطلاح کم شعورتر،‌ آرام تر و بی خیال تر هستند چون درکشون کمتر است.

    1. با سلام؛

      مطلبی که مطالعه کردید ترجمه‌ی مقاله‌ی وبسایتی است که در انتهای این مطلب و تمامی مقالات دیگر این وب‌سایت به آن لینک داده شده است.
      همچنین این مقاله نتیجه‌ی بررسی انجام شده توسط گروهی از پژوهشگران می‌باشد که در ژورنال Personality and individual Differences منتشر شده است (Baker & Bichsel).

      ضمنا اعتبارسنجی مقالاتی که به‌طور رسمی و علمی منتشر شده‌اند، کاری بسیار تخصصی بوده و نمی‌توان به‌طور سطحی در این مورد اظهار نظر کرد.

      با تشکر از توجه شما

  3. سلام بنظرم بعضی ها هم درونگرا هستن هم برونگرا و ادمای درون گرا از زاویه دید های دیگه به دنیا نگاه می کنن شاید یکم عمیق تر نگاه می کنن و افراد برونگرا بیشتر تحت تاثیر محیط رفتار می کنن و اینکه از لحاظ هوشی همه ادما برابر هم هستن هرکس تو هر زمینه ای به خودش فشار بیاره و تمرکز کنه پیشرفت می کنه اما چون ممکنه ما از کاری خوشمون نیاد تمرکز و تلاش کافی نکنیم براش و موفق نباشیم اما عقل ادم همه استعداد هارو داره این نظر منه ممکنه غلط هم باشه.

  4. بادرود فراوان
    هر فرد در هر زمینه ای ممکن است توانایی هایی داشته .یکی در صنعت ، یکی در پزشکی ، یکی در هنر ودیگری در ورزش یا کار های دینی واجتماعی و..و..و همه ی این ها ممکن است به باهوش بودن اوتعبیر شود .حال گوشه گیری دلیل می شود که یک فرد یکی از این تواتنمدی ها را داشته باشد یا با گوشه گیری به یک توانایی رسید ؟
    بیش از نیم سده است که دانشگاه وتحصیل دانشگاهی در ایران جریان دارد . یک کنکور برسر راه همه است در این معامله دانش آموزان تیز هوش به سراغ رشته های فنی وپزشکی ومشابه این ها می روند وکم تر کسی از آن ها جذب رشته های سیاسی واجتماعی ویا دینی می روند میدان برای ضرایب پایین تر هوشی فراهم می شود . آن ها با تحصیل در رشته های علوم سیاسی یا حقوق قضایی و علوم دینی و… ….به مدارک بالا می رسند بویژه اگر خانواده ای پول دار باشند . گروه دوم پس از وارد شدن به بازار کار به صورت قاضی یا نماینده های شهر وروستا ودر وزارت ها اداره ی کشور را برعهده می گیرند وبشتر از گروه اول در چرخش اجتماع و سیاست دخالت دارند گاهی هم در کار خود سرآمد نشان می دهند ، آیا اگر گروه اول به جای گرایش به رشته های پزشکی وفنی و…. به جای گروه دوم می آمد وبه کار می شد دیگر مجالی برای گروه اول می ماند ؟ آیا پیشرفت اجتماعی کشور بهتر نمی شد .حال می بینیم گروه دوم با ضرایب هوشی کمتر برای گروه اول با ضرایب هوشی بیشتر تعیین تکلیف می شود آیا برای حل مشکلات سیاسی واجتماعی وانواع سیاست داخلی وخارجی امیدی هست ؟

  5. اتفاقا من شخصیت کاملا introvert هست و با توجه به اینکه کاملا در تمامی سطوح اجتماعی حضور دارم نتیجه ای ۱۰۰%ای گرفتم که هوشم خیلی زیادی از خیلی افراد بالا تر هست مغزه اصفهانم میشینم و با آدمای بروز و امروزی سرو کله میزنم اتفاقا خیلی ام عصبی ام _ چیز خاصی ام نیست که استثنا بخواین واسم قایل شین 🙂

  6. سلام. خسته نباشید.یادم میاد از بچگی که تست هوش و …میدادیم همه میگفتن که هوش فوق العاده بالایی دارم اما حدود سه ساله که رفتارهام کمی تغییر کرده و اطرافیانم میگن که از کم عقلیه. به طور مثال وقتی دارم با یک نفر صحبت میکنم یک دفعه و خیلی نا خوداگاه متوجه میشم که اصلا حواسم به حرفای اون نبوده و اصلا تمرکز ندارم. شخصیت اروم و درون گرایی دارم به طوری که خیلیا میگن کلا سایلنتم. آیا بی تمرکزی ربطی به کم شدن هوش داره؟

  7. باسلام
    خدمت جناب پدرام وبقیه عزیزان
    جناب پدرام شما بخشی ازحرف دل مرا زدید.درخانواده های ایرانی معمولا”اگر بچه باهوشی وجود داشته باشه بهش میگن برو رشته تجربی ویا ریاضی ودکتر شو یامهندس!!! مگر یک دکتر یا مهندس تهش می خواهد چه کاره بشه؟فوقش یه کارخانه بزنه ویا جون چندنفر را نجات بده شاید بگید این که کار کمی نیست درسته ولی این برای یک آدم باهوش واقعی خیلی خیلی کمه این مطلب القاتیست که خارجی ها به ما کرده اند وبرای مابه فرهنگ تبدیل شده است.ولی خودشان افراد باهوششان را به رشته های انسانی مانندعلوم سیاسی،اقتصاد،بازرگانی،روابط بین الملل،حقوق وقضا، جاسوسی وضدجاسوسی(خیلی باهوش)،مدیریت،جامعه شناسی و…..هدایت می کنندودرنهایت باسیاست ویک مدیریت صحیح بهترین نخبگان پزشک ومهندس ما را به استخدام خود درمی آورند(یادآوری می کنم به کسیکه استخدام می شود می گویند مستخدم) وعملا”آنها به جای اینکه به کشور ومردم خود خدمت کنند می شوند نوکر اجنبی برای یک زندگی حداقلی.ولی یک نخبه سیاسی ماننددکترمصدق ازاین صندلی بلند می شود و بر آن صندلی می نشیند ونفت یک ملت راملی وازحلقوم استعمار پیر بدون جنگ وخونریزی بیرون می کشد (که اگر این کار را نکرده بود وضعیت امروز مابهتر از افغانستان نبود وهنوز با تنبان قری می گشتیم)وبه طبع آن جمال عبدل ناصر کانال سوئز را درمصر ملی می کند ویا یک نخبه اقتصادی چون هویدا ۱۳ سال قیمت همه اجناس راثابت و تورم را به صفر می رساند ودرصفرنگه می دارد ولی در کشور ما همانطور که همه ما می دانیم بچه هایی که ریاضی خیلی ضعیفی دارند واز بهره هوشی متوسط وپایینی برخوردارند مجبورا”جذب رشته علوم انسانی می شوند و اینها اقتصاددانان،سیاستمداران ،مدیران،حقوق دانان،سفیران،بازرگانان،جامعه شناسان و…..جامعه ما را تشکیل می دهند وآن دانش آموزانی که درهیچ رشته دانشگاهی قبول نمی شوند به تربیت معلم رفته جامعه معلمین بی سواد ما بوجود می آورند که می خواهندنخبگان نسل بعد را تربیت کنند وبه وفور دیده شده که معلمین عزیز مسئله ای را اشتباه حل کرده واگرجواب صحیح را هم برایشان بفرستی چون ضعف دارند ونمی خواهند جلوی دانش آموزانشان کم بیاورند حاضر به اصلاح آن نیستند واز همه بدترکسانی که به علت کندی ذهن حتی نمی تواننددیپلم بگیرند راهی حوزه شده وحاج آقا شده و رویای وکالت مجلس وصدارت وریاست جمهور شدن درسر می پرورانند ومملکت را به این کثافت می کشانند ودرطرفی دیگر کسانی که هرچه می کردند نمی توانستند دیپلم بگیرند برای اینکه بتوانند چند مرحله ای امتحان بدهند مدتی به جبهه می رفتند و امروز سرداران سپاهند از آنجاراهی اطلاعات وبه دنبال پست های کلیدی وکسب ثروت های نامشروع(باعذرخواهی از شهدا،جانبازان وافرادسالم وخدمتگذار)
    درقبل از انقلاب رشته درسی دردبیرستان بود به نام رشته جامع که به دانش آموزان این رشته ریاضی،فیزیک وشیمی رشته ریاضی وفیزیک،طبیعیات(زیست وزمین شناسی) رشته طبیعی(تجربی)،ادبیات رشته فرهنگ وادب و دروس رشته اقتصاد(اقتصاد،فلسفه،تاریخ،جغرافی،اجتماعی)ودروس رشته صنعت تدریس می شدینی همه رشته ها ودروس زیر مجموعه این رشته بودند که خیلی سخت بو وفقط نخبگان واقعی والبته کوشا ازپس آن برمی آمدند وخیلی از دانش آموزان ازاین رشته انصراف می دادندکه بعداز مدتی رشته را جمع کردند.اگر آن رشته جمع نمی شد ودانش آموختگان آن به رشته های مناسبی هدایت می شدند وآنها را در رأس امور قرار می دادند امروز ما می توانستیم در رقابت با تیم های نخبه سیاسی،اقتصادی و…..امریکایی واروپایی ودیگرنقاط دنیا موفق عمل کرده وپیروز میدان باشیم.

    *ما باید مسئولیت ها وپست های کلیدی را به دست نخبگان با ظریب هوشی بالا بسپاریم هرچه بالاتر پست کلیدی تر*

    *** درپایان می توان گفت هوش یعنی توانایی حل مسئله بر واحد زمان ***
    با تقدیم احترام — سعید یوسفیان

  8. سلام
    بنظر من هر کسی واقف باشه به درک آگاهی از عملکردها و اتفاقات شخصیتی روزمره در زندگیش یعنی باهوشه!!
    یعنی من وقتی کار اشتباهی دارم انجام میدم اما آگاه هستم از اینکه دارم اشتباه میکنم ولی بخاطر شرایطی ک برام بوجود اومده مجبور ب این کار شدم یعنی باهوشم!!
    من خیلی از افراد رو میبینم که اصلا متوجه کارها و اعمالشون نمیشن و در نظر خودشون دارن کار درست رو انجام میدن،این افراد بنظر من از هوش کمی برخوردارند.
    بنظر من هر کسی که عقل فرمانده احساساتش هس یعنی باهوشه
    شهوت ،حرص و طمع ،هیجان، همه احساسات در زندگی برامون اتفاق میفته و اکثر انسانها بنا ب احساسی ک براشون بوجود میاد رفتار میکنند و این یعنی هوش ضعیف داشتن،کسی اگه آگاهی ب احساساتی ک براش بوجود میاد داشته باشه رجوع میکنه به عقل و از اون دستور میگیره،این شخص بنظر من باهوشه
    البته باهوشها هم به یکدسته خلاصه نمیشن و صرفنظر از همه صحبتهایی ک مطرح کردم ب چند دسته تقسیم میشن،بعضی ها در تحصیل و علم باهوشند،بعضیها در سیاست و بعضیها در اقتصاد و تمام انسانها در یک استعداد خدادادی باهوش ب حساب میاند اما امان از اون دسته ک عمرشون به سر میرسه و هنوز متوجه نشدن در چه چیزی استعداد دارن،این دسته بنظر من هوش خیلی ضعیفی دارند!
    یه نکته مهم هم بگم،بنظر من مردم هر منطقه ای هوش کلی اونها نسبت ب مردم منطقه دیگه ای فرق داره
    مثلا امریکاییها نسبت ب تمام مردمان دنیا واقعا ادمهای باهوشی هستند که دلیلش بخاطر موقعیت جغرافیایی جایی که زندگی میکنند
    قصد توهین ندارم اما جاهای گرمسیر مردمان خنگ و کم هوشی داره
    و مناطق استوایی هم همینطور
    شما دقت کنید اروپا سبز و سرد ،امریکا هم معتدل ،ایران خودمون جاهای گرمسیرش مردم از نظر سطح زندگی و فقر رتبه بالاتری دارند
    و این دیگه به همگان روشنه که هر کشور یا شهری رو مردمانش میسازند
    آلمان رو ببینید،بعد از جنگ جهانی دوم خرابه ای بیش نبود و حالا یک ابرقدرت در اروپا و دنیا در صنعت و اقتصاد و هر چیزی شده،این پیشرفت چیزی نبوده جز هوش بالای مردمانش
    البته اخر صحبتهام بگم که هوش ژنتیکی و ارثی هم میباشه
    من خودم در اقتصاد هوشم رو بالا میدونم و در خانواده خودمون این رو ارثی میدونم ک به من رسیده
    ضمنا کسی اگه راهنمایی در مورد اقتصاد و ثروتمند شدن نیاز داشت در خدمتم
    ایمیلم:mahdy123r2000@yahoo.com
    اظهار نظرهایی که عرض کردم فقط نظر شخصی بود و امیدوارم کسی برداشت توهین به مردم منطقه ای و یا تحمیل بر عرایظم به خوانندگان محسوب نشه!

  9. فکر نمیکنم دو پهلو باشه،دقت کنید نوشته شخصیت برون گرا هوش بالاتر ولی درونگرا هوش برتر! منم درونگرام شخصیتم باعث شده خیلی گوشه گیر باشم ،خیلی حواس پرت و تا حدودی خنگم ولی خب تو زمینه هنر استعداد دارم و طرز فکرم به هرحال فرق میکنه و لین باعث شده بود تنهاباشم همیشه و حتی گوشه گیریم بیشتر میشد البته تو جمع اصلا راحت نیستم و واقعا برام عذابه و عصبیم میکنه شاید باهوش نباشم یا حافظه ضعیفی دارم ولی روش هایی که باشون یاد میگیرم فرق میکنه ،با تصویر بهتر یاد میگیرم برای حفظ کردن مورد ها زیرشون نقاشی میکشیدم و اینطور یاد میگرفتم شاید روش های درسی و یادگیری با من نمیساخت و این وضعیت درسیمو تو مدرسه بدتر میکرد،از جواب دادن سرکلاس یا حرف زدن متنفر بودم یا هیچوقت از پرسش های کلاس نمره خوبی نمیگرفتم ولی نمره کتبیم بهتر بود،بعد که کنکور دادم رتبم خیلی پایین شد درصورتی که همه فکر میکردن من باید عقب تر همه باشم…به هرحال میگم هرکس یه طوره…بیشترین ضربه مربوط به مدرسس که باعث میشه خیلی از استعداد ها کور بشن و به درس و روح دانش اموز اسیب وارد بشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *