انتشار این مقاله


فاکتوری که بقای طولانی مدت را پس از ابتلا به تومورهای مغزی پیش بینی می‌کند

یافته‌های جدید در زیست شناسی سلولی و مولکولی سرطان، توسعه داروها علیه جهشهای ژنتیکی مشخص و ظهور ایمونوتراپی، پاسخ به درمان، ارتقای کیفیت زندگی و امید به زندگی را در بیماران مبتلا به تومورها افزایش می‌دهد. با این حال، گلیوماها هنوز در مقابل این رویکردهای دلگرم کننده، مقاومت می‌کنند. گلیوماها، تومورهای مغزی که از منشا […]

یافته‌های جدید در زیست شناسی سلولی و مولکولی سرطان، توسعه داروها علیه جهشهای ژنتیکی مشخص و ظهور ایمونوتراپی، پاسخ به درمان، ارتقای کیفیت زندگی و امید به زندگی را در بیماران مبتلا به تومورها افزایش می‌دهد. با این حال، گلیوماها هنوز در مقابل این رویکردهای دلگرم کننده، مقاومت می‌کنند.

گلیوماها، تومورهای مغزی که از منشا سلولهای گلیال هستند، یک استثنای ناراحت کننده می‌باشند. میزان مرگ ناشی از سرطانهای مغز، نزدیک به ۸۵ درصد در دو سال اول تشخیص است. بهمین دلیل، این مقوله بعنوان یک زمینه مطالعات زیست پزشکی گسترده بشمار می‌رود.

گروه دکتر مانل استلر، مدیر انستیتو تحقیقات Josep Carreras و استاد دانشگاه بارسلونا، این یافته را در نشریه Acta Neuropathologica منتشر ساخته است. مطالعه آنها، یک ضایعه اپی ژنتیکی را بعنوان مارکری برای تومورهای مغزی با پروگنوز خوب و ۱۵ درصد مواردی که بقای طولانی مدتی دارند، معرفی می‌کند.

بیشتر بخوانید: https://virtualdr.ir/2017/07/26/brain-tumor/

دکتر استلر گفت: “ما مطالعه را با جستجوی ژنهایی که عملکردهای تنظیمی در بیان ژنوم دارند و در سرطان، عملکرد آنها از بین می‌رود، آغاز کردیم. ما یک ژن بخصوص با عنوان NSUN5 شناسایی کردیم که تقریبا هیچ اطلاعاتی از عملکرد آن در دسترس نبود. چیزی که ما را از ابتدا شگفت زده کرد، تغییر آن در بسیاری از تومورهای بدن انسان، علی الخصوص گلیوماها بود. ما این ژن را در سلولهای آزمایشگاهی و مدلهای تجربی بررسی کردیم. زمانیکه ما تاثیرات آن در بیماران مبتلا به گلیوما را بررسی می‌کردیم، اهمیت این یافته را درک کردیم. ضایعه اپی ژنتیکی NSUN5 بصورت مستقل از بیومارکرهای دیگر، درصد حداقلی بیماران با پروگنوز بهتر را پیش بینی می‌کرد. این شگفت آور بود، زیرا ما اغلب اوقات فاکتورهایی را شناسایی می‌کنیم که نشان می‌دهد تومورها به سمت وخامت پیش خواهند رفت.”

وی اذعان داشت: “از نظر مکانیکی بنظر می‌رسد طی انتخاب تکاملی، یک تومور مغزی که در معرض ناپدید شدن قرار دارد، به تغییر NSUN5 منجر می‌شود. سپس NSUN5 “منجمد” می‌شود، یعنی در طول زمان متوقف باقی مانده و سرطان به میزان کمتری پیشرفت می‌کند و در نتیجه، بقا افزایش می‌یابد. فاکتورهای محیط سلولی، مانند فقدان اکسیژن و فقدان مواد معدنی که گلیوما را احاطه می‌کنند، غیر فعالسازی NSUN5 را القا می‌کنند. این فرآیند تومور را قادر می‌سازد تا از بین نرفته و بصورت بسیار اندک رشد کند و بیمار پروگنوز خوبی از خود بروز می‌دهد. بهمین دلیل، ما اکنون مارکری داریم که ما را قادر می‌سازد تا ۱۵ درصدِ بیماران با روند بیماری بهتر را شناسایی کنیم. علاوه بر این، این مورد که ۸۵ درصد موارد باقیمانده را نیز با دستکاری NSUN5 به مواردی با پروگنوز بهتر تبدیل کنیم، قابل انتظار است. ما هنوز نحوه‌ی اجرای آن را نمی‌دانیم ولی این فرضیه، شایسته‌ی بررسی است.”

رضا مجیدآذر


نمایش دیدگاه ها (0)
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *