طبق یافتههای دانشگاه های Pennsylvania، Michigan و دانشگاه ایالتی Michigan صمیمیت کمتر و خشونت بیشتر والدین در محیط خانه در میزان پرخاشگری کودکان تاثیرگذار می باشد و دربوجود نیامدن همدلی و محور اخلاقی، مجموعهای از ویژگیها که تحت عنوان “خصیصه بی روح و غریب” یا “callous-unemotional (CU) trait” شناخته می شوند، نیز موثر می باشد.
در یک مطالعه از ۲۷۷ جفت دوقلوی همسان که توسط روانشناس Rebecca Waller هدایت شد، تیم پژوهش تفاوتهای کوچک والدانه تجربه شده توسط هر دو قل را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد تا برای تعیین اینکه آیا این تفاوتها احتمال ظهور رفتارهای ضد اجتماعی را باعث می شوند یا نه مورد استفاده قرار گیرند. آنها دریافتند که قلی که رفتارهای آمرانهتر یا سختتر و با صمیمیت کمتری از والدین را تجربه نمود، شانس بیشتری برای نشان دادن صفات پرخاشگری و “خصیصه بی روح و غریب” داشت.
Waller استادیار دانشکده روانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا در این مورد میگوید:”برخی تحقیقات اولیه انجام شده در مورد “خصیصه بی روح و غریب” تمرکز برپایه و اساس بیولوژیکی مثل ژنتیک و مغز داشته و استدلال میکنند که این صفات بدون درنظر گرفتن اتفاقات در محیط رشد کودک بوجود می آیند و سلیقه و سبک والدین مهم نمی باشد. ما احساس کردیم که بایستی چیزی در محیط زندگی کودک وجود داشته باشد که می توانیم تغییر دهیم تا کودک مستعد از نظر رفتارهای ضد اجتماعی را از وارد شدن درمسیر رفتارهای ضداجتماعی شدیدتربازداریم.”
مطالعه متعاقب مرتبط با فرزندخواندگی، والدین و کودکانی که بطور بیولوژیکی مرتبط نبودند، باعث بوجود آمدن نتایج استوارتری شد. در این موردWaller می گوید:” ما نمیتوانیم موارد مرتبط با ژنتیک را سرزنش کنیم زیرا این کودکان دارای ژنهای مشابه با پدر خواندهها یا مادر خواندههایشان نبودند. اما هنوز این احتمال رد نمی شود که بعضی چیزها درباره ویژگیهای ژنتیکی کودک باعث تحریک رفتارهای خاص پدر یا مادر خوانده می شود.” به عبارت دیگر، پدر یا مادر خواندهای که گرم و صمیمی و مثبت است ممکن است دچار مشکل شود که چرا این رفتار در کودک تجلی پیدا نمی کند.
دانستن این موردWaller و روانشناس دانشگاه میشیگان، Luke Hyde را به هم تیمی با Alexandra Burt، کمک مسئول ثبت نام دوقلوها در دانشگاه میشیگان تشویق نمود. با استفاده از شرکت کنندگان ۶ تا ۱۱ ساله از یک مطالعه وسیع و ادامه دار از دوقلوها که توسط Burt هدایت می شد، تیم تازه تشکیل شده توجه خود را به دوقلوهای همسان متمرکز نمود.
والدین ۴۵۴ کودک (۲۲۷ مجموعه دوقلوی همسان) پرسشنامه ۵۰ موردی را درباره محیط خانه تکمیل نمودند. آنها همچنین سطوح صمیمیت و خشونت آنها را توسط رتبه بندی ۲۴ موردی همانند “من اغلب اختیار اعصاب خود را با کودکم از دست میدهم” و ” کودک من میداند من او را دوست دارم” سنجیدند. سپس محققان رفتار کودک را با درخواست از مادر برای اظهار نظر در مورد ۳۵ صفت مرتبط با پرخاشگری و “خصیصه بی روح و غریب” ارزیابی نمودند.
در این مورد Hyde استادیار دانشکده روانشناسی دانشگاه Michigan اذعان میدارد:”مطالعه بطور متقاعد کننده نشان میدهد که رفتار و منش والدین — و نه فقط ژنها — در بوجود آمدن “خصیصه خطرناک و بی روح” دخیل می باشند. زیرا دوقلوهای همسان دارای DNA مشابه می باشند، و ما میتوانیم مطمئنتر شویم که تفاوتها در رفتار والدین دوقلوها در بوجود آمدن این خصوصیات دخیل می باشند.”
طبق نظر Waller، قدم بالقوه بعدی تبدیل این یافتهها به مداخلات قابل استفاده برای خانوادههایی است که سعی در جلوگیری از بوجود آمدن چنین خصیصههایی در کودک یا بهبود بخشیدن به رفتارهای آزاردهنده جاری است که کودک بتازگی آنها را شروع کرده است.
در این خصوص Waller اضافه می کند:” از دیدگاه دنیای واقعی، بوجود آوردن مداخلاتی که عملا موثر بوده و واقعا قادر به تغییر رفتارها در انواع مختلف خانوادهها است پیچیده می باشد. اما این نتایج نشان میدهد که تفاوتهای کوچک در چگونگی مراقبت والدین از کودکانشان اهمیت زیادی دارد. در ضمن، تمرکز ما اکنون بر بکارگیری برنامههای موفق والدین در خصوص درنظر گرفتن مداخلات خاص متمرکز بر “خصیصهخطرناک و بی روح” نیز هست.”
اگرچه مداخله با والدین میتواند به موفقیت برسد، Hyde و همکارانش تاکید دارند که هدف سرزنش کردن والدین به خاطر خصیصه های بی روح یا رفتارهای تهاجمی فرزندشان نمی باشد. او ادامه می دهد:” کار تحقیقاتی قبلی ما با کودکان فرزندخوانده نیز نشان داد که ژنها اهمیت دارند، و بنابراین بده و بستانی وجود دارد. برخی کودکان ممکن است (از نظر رفتار و خصیصهها) برای والدین مشکلتر باشند. مهمترین پیام این است که روشی که برای والدین کارساز است به احتمال زیاد میتواند، حتی برای اکثر کودکان در خطر کمک کننده باشد.”
محققان بر برخی محدودیتها در خصوص مطالعه تحقیقاتی اذعان می کنند، بعنوان مثال اینکه مطالعه به طرف خانوادههای دو والدی (خانواده های دارای پدر و مادر) متمایل است. یعنی ممکن است یافته ها به خانوادههای تک والد ( خانواده دارای پدر یا مادر) تعمیم داده نشود. مطالعه تحقیقاتی همچنین اقدامات والدین و رفتار دوقلوها را تنها بر اساس گزارشهای والد یا والدین ارزیابی می کند.
با این حال، علی رغم این مشکلات و محدودیتها محققان اذعان دارند که این کار تحقیقاتی فهم و درک ما در خصوص اینکه چگونه اشکال متفاوت رفتار ضداجتماعی همانند پرخاشگری و “خصیصه بی روح و غریب” پدیدار میشوند را گسترش میدهد. Hyde در پایان می افزاید:” این موارد شواهد قوی را ارائه مینمایند که رفتار والدین نیز در بوجود آمدن و توسعه “خصیصه بی روح و غریب” مهم میباشد. خبر خوب این است که ما میدانیم مشاورهها میتوانند به والدینی که ممکن است نیازمند حمایت بیشتر با کودکان دارای رفتارهای خطرناک هستند، کمک نماید.”