انتشار این مقاله


چرا خود را بهتر از آن‌چه که هستیم می‌پنداریم؟

طبق نتایج مطالعات، ۹۸ درصد از افراد خود را بهتر از آن‌چه که واقعاً هستند می‌پندارند؛ و این توهم در جای‌جای زندگی‌شان رخنه کرده است. چقدر آدم خوبی هستید؟ نه، جدی، بین خودمان، چقدر خوبید؟ شاید فکر کنیم که در جامعه پایین‌بودن عزت نفس موجب ایجاد حس فروتنی [بی‌مورد] در افراد می‌شود؛ تا جایی که حتی […]

طبق نتایج مطالعات، ۹۸ درصد از افراد خود را بهتر از آن‌چه که واقعاً هستند می‌پندارند؛ و این توهم در جای‌جای زندگی‌شان رخنه کرده است.

چقدر آدم خوبی هستید؟ نه، جدی، بین خودمان، چقدر خوبید؟ شاید فکر کنیم که در جامعه پایین‌بودن عزت نفس موجب ایجاد حس فروتنی [بی‌مورد] در افراد می‌شود؛ تا جایی که حتی توانایی‌های خود را نیز انکار می‌کنند، ولی نه! نتایج مطالعات دقیقاً عکس این تصور را اثبات کرده است. صرف‌نظر از میزان اعتمادبه‌نفس، ما آن‌قدرها هم که فکر می‌کنیم، آدم‌های خوبی نیستیم. البته بحث‌مان صرفاً در خوب بودن تمام نمی‌شود؛ ما حتی به اندازه‌ای که خیال می‌کنیم، جذاب و یا شایسته هم نیستیم؛ و این لیست ادامه دارد … . اگر خوب‌بودن یک شاخص عددی داشت، ما مسلماً به جرم گردکردن بیش‌ازحد عددِ خود مؤاخذه می‌شدیم.

می‌دانم، بند بالایی ضربۀ سختی را به همۀ‌مان وارد کرد (البته شما هنوز هم آدم خوبی هستید، ولی خوب نه خیلی زیاد!)؛ اما اگر طاقت‌تان طاق نشده، لطفاً به صحبت‌های دکتر جاناتان فری‌من۱ – که در ادامۀ متن آورده شده است – توجه نمایید. وی در یکی از مطالعات خود روی کارمندان یک آژانس هوایی، دریافت که ۹۸ درصد از افراد خود را جزو ۵۰ درصدِ خوب جامعه می‌پندارند (منظور نیمۀ اول جامعه است).

در این مطالعه، فری‌من از داوطلبان خواست که نمره‌ای به خوب‌بودن خود بدهند (ناگفته نماند که تعدادی از شرکت‌کنندگان – به صورت تصادفی – از بین کارمندان رده‌بالای شرکت انتخاب شده بودند). وی در ادامه پرسش‌نامه‌ای به هر یک از داوطلبین ارائه نمود که شامل تعدادی سؤال “بله-خیر” بود، مانند:

  • آیا غریبه‌ها را راهنمایی می‌کنید؟
  • آیا خون اهدا می‌کنید؟

بخشی از نتیجه‌گیری فری‌من به شرح زیر است:

حس “مطلوبیت اجتماعی” آشکاری در افراد وجود دارد؛ آن‌ها خود را انسان‌های خوبی می‌پندارند، ولی قضیه به این سادگی‌ها نیست.

ما در عرصه‌های دیگر نیز دست به خودفریبی می‌زنیم. در مطالعه‌ای که توسط گروهی از روان‌شناسان دانشگاه‌های ویرجینیا۲ و شیکاگو۳ با تمرکز بر مقولۀ “قیافه” انجام شد؛ تعدادی تصویر در اختیار شرکت‌کننده‌ها قرار گرفت. این تصاویر در حقیقت نسخه‌های ویرایش‌شده از چهرۀ خود داوطلبین بود که دستخوش تغییرات کامپیوتری – موافق یا مخالف با استانداردهای زیبایی – شده بود. هنگامی که از داوطلبین خواسته شد تصاویر دست‌نخوردۀ خود را مشخص نمایند؛ آزمودنی‌ها تمایل بیشتری به انتخاب تصاویر ویرایش‌شدۀ خوب (!) از خودشان داشتند. ولی هنگامی که تصاویر داوطلبین دیگر به هر یک از آزمودنی‌ها ارائه شد، آن‌ها به درستی تصاویر تغییرنیافته را انتخاب نمودند.


مقاله‌ی مرتبط: آیا ظاهر شما شبیه اسمتان به نظر می‌رسد؟!


نظریه‌های مختلفی در رابطه با علت این اثر “بالاتر از متوسط” – که تقریباً در تمام زمینه‌ها حاکم می‌باشد – مطرح شده است (برای مثال بیش از ۹۰ درصد رانندگان، خود را بالاتر از متوسط ارزیابی می‌کنند). ما برای تقویت اعتماد‌به‌نفس هم که شده، به خود و حتی دیگران دروغ می‌گوییم. تعدادی از مطالعات نیز نوش‌دارویی برای این بزرگ‌نمایی ناخواسته معرفی کرده‌اند؛ بازخورد۴. ولی قضیه باز هم پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.


مقاله‌ی مرتبط: ۱۰ کاری که افراد با اعتماد به نفس انجام نمی‌دهند


مارگاریتا میو۵، استاد مدیریت از دانشکدۀ اقتصاد مادرید، بیش از ۲۰۰ دانشجوی ۶MBA را به مدت یک سال زیر نظر گرفت. دانشجویان در پایان هر ترم در جنبه‌های مختلف مدیریت، به خود و هم‌کلاسان‌شان امتیاز می‌دادند. باورش چندان دشوار نیست که نمرۀ هم‌کلاسان کم‌تر از آن نمرۀ شخصی‌ای بود که هر آزمودنی به خود داده بود. ولی این ارزیابی‌ها – که به ارائۀ بازخورد ختم می‌شد – موجب کاهش سطح نمرات شخصی در ارزیابی‌های بعدی شد. ولی آیا این نمرات شخصی توانستند تا سطح نمرات پیشنهادی از سوی هم‌کلاسان پایین بروند؟ دکتر میو پاسخ می‌دهد:

بله، ولی فقط در قسمت بانوان! با وجود افت نمرات [از ابتدا تا انتهای سال]، آقایان هم‌چنان نمرات بالایی به خود می‌دادند.

خانم‌ها نشانه‌های خودآگاهی را سریع‌تر بروز دادند (که خیلی خوب است)، ولی میو هم‌چنان در پی یافتن نقطۀ اتصال این شکاف نفس-جنسیت به اعتماد‌به‌نفس می‌باشد. از نظر وی “این می‌تواند یک نقطۀ ضعف در پیشرفت زندگی حرفه‌ای بانوان محسوب شود“. در بخش آقایان نیز، پدیدۀ رضایت‌از‌خود منجر به بالاتر رفتن سطح انتظار این قشر از شغل خود شده است؛ که میو آن را “یک شمشیر دولبه” توصیف می‌کند. او طی مطالعاتی که در مورد خودشیفتگی۷ داشته، به این نتیجه رسیده است که هنگام اولویت یافتن سطح کیفی، نفس بازی را به فروتنی واگذار می‌کند؛ چنان‌که اعتقاد دارد:

رهبران خودشیفته شاید سریع‌تر پله‌های ترقی را بپیمایند، ولی مدیران افتاده معمولاً خلاق و موفق‌تر هستند که در ادامه به الگوهایی برای جامعه تبدیل می‌شوند.


مقاله‌ی مرتبط: دونالد ترامپ؛ زمانی که خودشیفتگی نمی‌تواند سبب رد صلاحیت شود


پی‌نوشت

۱. Jonathan Freeman
۲. Virgina
۳. Chicago
۴. Feedback
۵. Margarita Mayo
۶. Master of Business Administration؛ مدیریت ارشد کسب‌و‌کار
۷. Narcissism


میلاد شیرولیلو


نمایش دیدگاه ها (0)
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *