انتشار این مقاله


چالش‌هایی که افراد باهوش با آن‌ها مواجه‌اند!

تصور بسیاری از ما از افراد باهوش، اَبَرانسان‌هایی است که از پس تمامی مشکلات خود برآمده و همواره موفق‌اند؛ تنها و تنها چون مغز بزرگی دارند که به آن‌ها کمک می‌کند؛ اما آیا واقعا این‌گونه است؟ در حقیقت این تصور بسیار اشتباه است! هرچقدر هم که فردی باهوش باشد، در انتها او تنها یک انسان […]

تصور بسیاری از ما از افراد باهوش، اَبَرانسان‌هایی است که از پس تمامی مشکلات خود برآمده و همواره موفق‌اند؛ تنها و تنها چون مغز بزرگی دارند که به آن‌ها کمک می‌کند؛ اما آیا واقعا این‌گونه است؟

در حقیقت این تصور بسیار اشتباه است! هرچقدر هم که فردی باهوش باشد، در انتها او تنها یک انسان است، همانند همه‌ی ما با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می‌کند. ممکن است این مشکلات با مشکلاتی که افراد عادی در زندگی روزمره‌ی خود تجربه می‌کنند، متفاوت باشد.
در صورتی که شما از هوش سرشاری برخوردارید، درک نشدن از سوی اطرافیانتان می‌تواند واقعا آزاردهنده باشد و شما به تدریج، بیشتر و بیشتر احساس تنهایی کنید؛ ممکن است حس کنید دیگران هرگز تنی‌توانند شما را درک کنند.


مقاله‌ی مرتبط: چگونه باهوش‌تر باشیم


در ادامه، مشکلاتی که افراد باهوش معمولا با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کنند، برای فهم بهتر شما جمع‌آوری شده‌اند.

۱- مکالمه‌های معمول شما را خسته می‌کنند


ممکن است برای شما دشوار باشد در مکالمه‌ها روزمره درمورد موضوع‌های معمول و کم اهمیت شرکت کنید. علت این موضوع می‌تواند پر بودن مغز شما از ایده‌های شگفت‌آنگیز باشد. موضوعاتی که برای مکالمه توجه شما را برمی‌انگیزند می‌توانند هنر، موسیقی، علم یا فلسفه باشند که در مکالمه‌های روزمره نایابند.
بنابراین طبیعی است که در مکالمه‌های بی‌پایانی که از پیش آماده شده‌اند، احساس خفگی کنید!


مقاله‌ی مرتبط: چرا عاشق صحبت کردن درباره‌ی خودمان هستیم؟


چیزی که شما نیاز دارید، شخصی با طرز فکر مشابه شماست که بتوانید با یکدیگر، ایده‌های خود را به اشتراک بگذارید.

۲- بیش‌از آن‌که سخن بگوئید، فکر می‌کنید

مغز شما برای بررسی تمام راه‌حل‌های ممکن و پاسخ‌های گوناگون برای مسائل طراحی شده‌است. بنابراین اظهار عقیده‌ی شما در رابطه با یک موضوع و یا نتیجه‌گیریتان ممکن است بیشتر از یک فرد عادی به طول انجامد.
هم‌چنین، درصروتی که از موضوعی اطمینان حاصل نکرده‌اید یا ایده‌ی خاصی ندارید، ترجیح می‌دهید اصلا سخن نگویید. مشکل شما زمانی به وجود می‌آید که حس می‌کنید اطرافیانتان با نحوه‌ی پردازش اطلاعات مغزی شما آشنا نیستند؛ بنابراین در مقابل این رفتار شما، احساس ناراحتی، گیجی و بی‌علاقگی کنند.

۳- شغل‌های مختلف می‌توانند به راحتی شما را خسته کنند

مغز شما نیاز دارد که مداوم با ایده‌ها و افکار بزرگ دست و پنجه نرم کند؛ در غیر این صورت احساس خستگی می‌کنید. دربسیاری از موارد طبیعی است که فرد باهوش، پس از مدتی از شغل خود دلزده شود.
بعلاوه، کمتر یافت می‌شود مافوقی که از ایده‌های نو استقبال کند. بسیاری تنها می‌خواهند مسئولیت‌ها درست انجام شوند.

۴- برخی مواقع، در عمل فلج می‌شوید

در دنیایی که بیشتر از عمل استقبال می‌کند تا فکر، سخت است که مدام در حال اندیشیدن باشید. مشغولیت با افکار و ایده‌های گوناگون، می‌تواند باعث شود حساب زمان از دست شما خارج شود.

۵- شما ممکن است به عنوان  یک فرد نه‌چندان خونگرم شناخته شوید

در نتیجه‌ی همه‌ی مواردی که ذکر شد، شما به‌راحتی ممکن است با همه ازتباط برقرار نکنید؛ بنابراین، افراد باهوش اغلب به عنوان افرادی خشک یا سرد شناخته می‌شوند. قسمتی از این موضوع نیز به اطرافیان شما برمی‌گردد که نمی‌توانند ارتباط درستی با شما برقرار کنند

۶- عاشق شدن برای شما دشوار است

در آخر، شرایط شما برای عاشق شدن اندکی دشوارتر از افراد معمولی است چرا که ویژگی‌های نظیر محاسبه‌گری، مراقبت، استقلال و سخت‌گیری در شما وجود دارند که دامنه‌ی انتخاب شما را محدودتر از سایرین می‌کنند بنابراین ممکن است نزد اطرافیان، به عنوان یک فرد خشک و سرد شناخته شوید.


مقاله‌ی مرتبط: عشق چگونه مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟


 

فاطمه طهماسبی


نمایش دیدگاه ها (0)
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *